آهنگ زيباي " پل " با صداي بانو گوگوش ، آهنگ مورد علاقه من بوده و هست .
هميشه دوست داشتم بدانم خالق اين شعر زيبا كيست ؟
هنوز هم نميدانم ... دوست داشتم روزي سوار بر ريتم زيباي اين شعر ، چند خطي بنويسم ...
بالاخره نوشتم ! ... براي يك آرام آبي نوشتم ...
براي يادآوري زيبايي شعر اصلي ، شعر اصلي را هم در متن آورده ام ...
براي خواب معصومانه عشق كمك كن بستري از گل بسازيم
براي كوچ شب هنگام وحشت ، كمك كن با تن هم ، پل بسازيم
براي اوج شكوهمندانه عشق ، كمك كن ، آسماني از دل بسازيم
براي حسرت و حرمان غصه ، كمك كن با نواي ني ، دل بسازيم
كمك كن سايه باني از ترانه ، براي خواب ابريشم بسازيم
كمك كن با كلام عاشقانه ، براي زخم شب مرهم بسازيم
كمك كن كهكشاني از سخاوت براي ماه فرداها بسازيم
كمك كن با صداي نرم شبنم براي خواب گل ، فردا بسازيم
بزار قسمت كنيم تنهايي مون رو ميون سفره شب تو با من
بزار بين من و تو دستاي ما ، پلي باشه واسه به هم رسيدن
تو رو ميشناسم اي شبگرد عاشق ، تو با اسم شب من آشنايي
از اندوه تو و چشم تو پيداست كه از ايل و تبار عاشقايي
تو رو ميشناسم اي آرام آبي ، تو با لحن صدايم ، آشنايي
از نجواي تو و دستاي تو پيداست كه از نوادگان آريايي
تو رو ميشناسم اي سر در گريبون ، غريبگي نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست نوازشهاي دست عاشق من
تو رو ميشناسم اي آرام ساكت ، غريبگي نكن با حرف دل من
دل شكستتو بسپار به دست نواهاي گرم و عاشقانه من
بزار قسمت كنيم تنهايي مون رو ميون سفره شب تو با من
بزار بين من و تو دستاي ما ، پلي باشه واسه به هم رسيدن
به دنبال كدوم حرف و كلامي ؟ سكوتت ، گفتن تمام حرفهاست
تو رو از طپش قلبت شناختم ، تو قلبت ، قلب عاشقهاي دنياست
به دنبال كدوم حرف و كلامي ؟ سكوتت ، گفتن تمام حرفهاست
تو رو از نجواهاي قلبت شناختم ، تو سكوتت ، فرياد عاشقهاي دنياست
تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه ، منو به جشن نور و آينه بردي
چرا از سايه هاي شب بترسم ؟ تو خورشيد رو به دست من سپردي
تو با دريايي از آرامش و نور ، منو به آسمون امروزم سپردي
چرا از رفتن از ديروزم بترسم ؟ تو مهتاب رو به دست من سپردي
بزار قسمت كنيم تنهايي مون رو ميون سفره شب تو با من
بزار بين من و تو دستاي ما ، پلي باشه واسه به هم رسيدن
كمك كن جاده هاي مه گرفته ، من مسافر رو از تو نگيرن
كمك كن تا كبوترهاي خسته ، روي يخ بستگي شاخه نميرن
كمك كن گرگهاي روزگارم ، من تن خسته رو از تو نگيرن
كمك كن تا پرستوهاي عاشق روي ايوون سبز ما بشينن
كمك كن از مسافرهاي عاشق ، سراغ مهربوني رو بگيريم
كمك كن تا براي هم بمونيم ، كمك كن تا براي هم بميريم
كمك كن از مسافرهاي دريا ، سراغ مهر فرداها رو بگيريم
كمك كن وقتي حرف مردن و رفتن ميارن ، به آسوني من و تو با هم بميريم
بزار قسمت كنيم تنهايي مون رو ميون سفره شب تو با من
بزار بين من و تو دستاي ما ، پلي باشه واسه به هم رسيدن